چكيده
نياز روزافزون جمعيت كشور به غذا و فرآورده هاي كشاورزي ايجاب ميكند كه با استفاده از پيشرفت‌هاي علمي و كاربرد تكنولوژي امكانات بالقوه منابع آب و خاك كشور مورد بهره‌برداري مفيد قرار گيرد. رودخانه ارس بعنوان شريان حياتي و عمده‌ترين منبع آبياري دشت مغان مي‌باشد. بااحداث سدميل ومغان درسال1352و بااتمام ساختمان سد وشبكه آبياري خداآفرين اراضي كشاورزي فارياب دشت تحت شبكه مدرن آبياري به حدود150هزارهكتار خواهد رسيد بااين حساب منطقه مغان بعد ازخوزستان دومين قطب شبكه آبياري مدرن كشور محسوب مي گردد . منطقه‌اي كه قبل از ايجاد شبكه تنها محل اسكان قشلاقي عشار ايلسون بوده امروزه به يكي از قطب‌هاي كشاورزي كشور تبديل شده است. افزايش توليدات كشاورزي، ايجاد اشتغال و بالا رفتن سطح زندگي مردم منطقه از اثرات مثبت ايجاد شبكه در منطقه ميباشد.
مقدمه
نياز روزافزون جمعيت كشور به غذا و فرآورده هاي كشاورزي ايجاب ميكند كه با استفاده از پيشرفت‌هاي علمي و كاربرد تكنولوژي امكانات بالقوه منابع آب و خاك كشور مورد بهره‌برداري مفيد قرار گيرد. تحقق اين منظور مستلزم احداث سد، ذخيره و كنترل آب‌هاي جاري، مراقبت در برداشت از منابع آب زيرزميني، ايجاد شبكه‌هاي آبرساني و توزيع آب و بهبود و افزايش راندمان آبياري در بهره‌برداري‌هاي سنتي و كاربرد مفيد و مؤثر ذخاير آبي كشور است بدين ترتيب هم در مصرف بالفعل آب صرفه‌جويي خواهدشد و هم امكانات بالقوه منابع آبي كشور توسعه خواهد يافت و با استفاده از روش‌هاي علمي و فني امكان توسعه كشت و افزايش توليد در واحد سطح براي خودكفايي و رفع وابستگي‌هاي كشور فراهم خواهد شد. كشور ما سرزمين وسيع و برخوردار از منابع طبيعي سرشار است ليكن دسترسي به آب در آن شديداً تحت تأثير شرايط جوي و توپوگرافي است. ايران در منطقه‌اي از جهان واقع شده كه از نظر آب و هوايي تغييرات بارندگي متنوع مي باشند و بارندگي متوسط ساليانه حدود 240 ميلي متر با دامنه تغييرات 50 تا 1500 ميلي متر كشور را در رديف ممالك فقير از نظر بارندگي قرار مي‌دهد. در اين ميان يكي از مهم ترين مشكلات، توزيع نامناسب مكاني و زماني بارش‌ها مي باشد كه ضرورت ذخيره و انتقال آب از حوضه‌هاي پر آب به مناطق كم آب كشور را كه داراي استعداد كشاورزي و اراضي مناسب مي‌باشد مطرح ساخته است كه يكي از راه‌هاي نيل به اين هدف احداث سد و شبكه‌هاي آبياري مي‌باشد كه بدين وسيله بتوان با جمع‌آوري آب‌هاي سطحي و انتقال آنها به مناطق حاصلخيز حداكثر استفاده را از اين نعمت خدادادي به عمل آورد .
رودخانه ارس بعنوان شريان حياتي و عمده‌ترين منبع آبياري دشت مغان مي‌باشد. ايجاد بند انحرافي ميل و مغان و بدنبال آن احداث مرحله‌اي شبكه‌‌هاي آبياري مغان باعث زير كشت رفتن حدود 90 هزار هكتار از اراضي مستعد كشاورزي منطقه شده است كه بااتمام ساختمان سد وشبكه آبياري خداآفرين اراضي كشاورزي فارياب دشت تحت شبكه مدرن آبياري به حدود150هزارهكتار خواهد رسيد بااين حساب منطقه مغان بعد ازخوزستان دومين قطب شبكه آبياري مدرن كشور محسوب مي گردد . منطقه‌اي كه قبل از ايجاد شبكه تنها محل اسكان قشلاقي عشار ايلسون بوده امروزه به يكي از قطب‌هاي كشاورزي كشور تبديل شده است. افزايش توليدات كشاورزي، ايجاد اشتغال و بالا رفتن سطح زندگي مردم منطقه از اثرات مثبت ايجاد شبكه در منطقه ميباشدكه جاداردباسرمايه گذاري بيشتر درجهت توسعه صنايع تبديلي درمنطقه امكانپيشرفت بيشتر منطقه رافراهم كرد .
وضعیت کشاورزی پارس آباد مغان چگونه است ؟
منطقه پارس آباد مغان از نظر كشاورزي اهميت فوق العاده اي داشته و وقوع خشكساليها مي توانند خسارت جبران ناپذيري بر توليدات كشاورزي آن وارد كنند بويژه آنكه اين منطقه در بين مناطق استان اردبيل داراي آب و هواي خشك تر و گرمتر مي باشد و به دليل ارتفاع كمتري كه دارد، حداكثر مطق درجه حرارت استان در اين منطقه مشاهده مي شود . پديدة خشكسالي مي تواند شرايط تعيين كننده اي بر محصولات منطقه مورد مطالعه داشته باشد. محصولات رايج در منطقه مغان عبارتند از گندم، پنبه، چغندرقند، يونجه، ذرت و صيفي و در مراتب بعدي سويا،كلزا، جو، كنجد و در قسمتي از اراضي زهدار به كشت برنج اقدام شده است و ازجمله محصولات باغي كه در منطقه وجود دارند مي‌توان به باغات سيب، هلو،شليل و فندق اشاره نمود.لازم به ذكراست بالاي 80درصدذرت بذري كشور درمنطقه مغان توليد مي شود.
دشت مغان بعلت شرايط توپوگرافيك خاص اصولاٌ آب و هوايي مغاير با ساير مناطق آذربايجان و حتي نواحي جنوبي آن دارد. از نظر اقليم شناسي مغان منطقه‌اي نيمه خشك معتدل است كه داراي تابستان‌هاي گرم و نسبتاٌ مرطوب و زمستان‌هاي نسبتاٌ معتدل همراه با بادهاي خشك و سرد و داراي يخبندانهاي محدود مي‌باشد.
الف) درجه حرارت: گرمترين ماههاي سال تير و مرداد و سردترين ماههاي سال دي و بهمن مي‌باشد. حداكثر درجه حرارت ثبت شده 41 درجه سانتي گراد در تير ماه و حداقل آن 5/16- درجه سانتي‌گراد در دي ماه است.
ب)بارندگي: متوسط بارندگي در فصل پاييز 5/78، زمستان 82، بهار 5/106، و تابستان 32 ميلي متر است بيشترين ميزان بارندگي طبق آمار ايستگاه هواشناسي پارس آباد از فروردين تا آخر خرداد مي‌باشد متوسط بارندگي طبق آمار 25 ساله پارس آباد 332 ميلي متر گزارش شده است.
ج) تبخير و باد: متوسط تبخير سالانه در ايستگاه اصلاندوز 1482 ميلي متر و در پارس آباد 5/1486 ميلي متر اندازه‌گيري شده است.بر اساس آمار اين ايستگاه بيشترين مقدار تبخير متعلق به ماههاي تير و مرداد و كمترين ميزان تبخير درماه دي و بهمن مي‌باشد.طبق آمار ايستگاه اصلاندوز تغييرات سرعت باد بين 4/1 متر در ثانيه در مرداد ماه و 9/0 متر در ثانيه در آبان ماه گزارش شده است.



 هدف تحقيق:
با توجه به اهميت آب در امر كشاورزي از يك طرف و تاثير منفي پديده خشكسالي از طرف ديگر كه با ايجاد استرس آبي براي گياهان و نيز از ازدياد آفات كشاورزي، زياد شدن گياهان هرز مزارع و متضرر كردن زراعت هاي ديمي منطقه و زراعت هاي آبي (مشروب از آبهاي سطحي و زيرزميني)
در نهايت منجر به كاهش محصولات كشاورزي چه از نظر كمي و چه كيفي مي شود، در اين تحقيق اقدام به تعيين شدت و فراواني خشكسالي در منطقه پارس آباد مغان در طول دوره آماري 40 ساله
(2000-1961) گرديد و بدين منظور روش SPI مورد استفاده قرار گرفت و در نهايت راهكارهايي نيز براي مقابله و كاهش اثرات خشكساليها در منطقه پيشنهاد شده است. بديهي است اثرات خشكسالي نه تنها بر توليدات كشاورزي، بلكه همزمان روي تمام اكوسيستم هاي گياهي و جانوري نيز تأثير مي گذارد. به همين دليل تعيين شاخص هاي اين پديده به منظور مقابله با اثرات مخرب آن در راستاي توسعه پايدار يك اجتماع ضروري مي باشد.
بيان مسئله:
خشكسالي فرايندي است كه معلول تغييرات آب و هوايي بوده و نوسانات ريزشهاي جوي همواره نقش مهمي در پديد آمدن آن داشته است. طبق تعريف كمبود ريزشهاي جوي مورد انتظار در يك سال نسبت به ميزان متوسط بارندگي در يك منطقه را خشكسالي مي گويند كه در هر نوع اقليمي اعم از خشك تا مرطوب حاره قابل رويت مي باشد. پديده خشكسالي با خشكي تفاوت دارد چرا كه خشكي صرفاٌ محدود به مناطقي با بارندگي اندك بده و حالتي دائمي از اقليم مي باشد. افزايش بيش از حد ميانگين بارش باعث تر سالي و كمبود كمتر از متوسط بارش مورد نياز يكسال نسبت به قبل باعث خشكسالي مي شود. اين نوسانات بر حيات بشر و ديگر جانوران تاثير مي گذارد و زماني ابعاد وسيعتري ميگيرد كه داراي ابعاد اقتصادي و اجتماعي باشد (رساله قويدل، سال 81، ص 11) كه واقع شدن منطقه مورد مطالعه (پاس آباد مغان) در محدوده اقليمي نيمه خشك از يك طرف و اهميت كشاورزي آن از طرف ديگر تاثير كاهش نزولات جوي و خشكسالي را بر روي محصولات كشاروزي آن بيشتر نشان مي دهد.

پيشينه تحقيق:
ادبيات مربوط به خشكسالي متنوع است كه برخي به خشكسالي آب و هوايي، برخي به هيدرولوژيكي و نيز برخي به كشاورزي تأكيد كرده اند درايران ادبيات مربوط به وقايع جوي شديد و خشكسالي به صورت امروزي سابقه اي اندك دارد. كتاب پيرامون آب و هواي باستاني فلات ايران توسط محمد تقي سياهپوش در سال 1352 نمونه اي از اين تلاش هاست كه در اين منبع در خصوص خشكساليها و تر ساليها سخن رفت است. در سالهاي اخير تلاش هايي به صورت تدوين كتاب همچون خشكسالي و راههاي مقابله با آن از دكتر كردواني در سال 1380 و مقاله و پايان نامه هايي در خصوص بررسي آماري وقايع جوي و خشكساليها انجام گرفته كه مي توان به مقالات دكتر گنجي حسن (1335) مقاله سيدان (1371) و امين عليزاده (1370) در مجله نيوار، رساله كارشناسي ارشد دين پروژه (1371) در مورد بررسي خشكساليهاي زراعي آذربايجان و رساله دكتري فرج زاده (1374) در مورد بررسي آماري خشكساليهاي ايران و نيز رساله قويدل (381) در مورد تجزيه و تحليل نوسانات بارش و محاسبه دوره هاي مرطوب و خشك در آذربايجان شرقي و رساله دكتري فرامرز خوش اخلاق (1377) در مورد تحقيق در خشكساليهاي فراگير ايران با تحليل سينوپتيكي و رساله خلخالي (1383) در مورد خشكسالي حوضه آجي چاي و رساله محمود عابدپور (1383) در مورد پايش خشكسالي حوضه مركزي درياچه خزر اشاره كرد.  
موارد و روش تحقيق:
در اين مطالعه داده هاي بارش 40 ساله ايستگاه پارس آباد مغان از سالهاي 2000-1961 انتخاب گرديده و براي تفكيك دوره هاي خشك از مرطوب در مقاطع زماني (ماهانه – فصل – سالانه) از روش SPI (شاخص بارش استاندارد)استفاده شده است رابطه شماره 1
ميانگين بارش بلند مدت ايستگاه – بارش سال مفروض = SPI
انحراف معيار
و سپس با استفاده از شاخص بارش استاندارد شده (SPI) اقدام به تحليل و طبقه بندي شدت و مدت خشكساليها گرديده و بعد از تعيين مقادير SPI فصلي و سالانه اقدام به طبقه بندي شدت خشكسالي (بر اساس جدول مك كي و همكاران) به سه گروه ملايم. متوسط و شديد گرديده و نيز طبقه بندي ميزان تداوم خشكسالي به تجزيه و تحليل فصلي و سالانه خشكساليها پرداخته شده است.
ويژگيهاي فضايي و زماني خشكسالي:
1- آغاز و خاتمه خشكسالي: زمان آغاز خشكسالي، زماني است كه ذخيره رطوبتي چه در محيط خاك (خشكسالي كشاورزي) و چه در مخازن آبي (خشكسالي هيدرولوژيك) خاتمه يافته باشد و انتهاي خشكسالي در امر كشاورزي زماني است كه نزول باران، رطوبت مورد نياز خاك را تأمين كند و در هيدرولوژي زماني كه جريان رودخانه مجدداٌ برقرار شود پايان خشكسالي مي باشد. 2- تداوم خشكسالي: زمان آغاز تا پايان خشكسالي كه بعنوان دوره تداوم خشكسالي خوانده مي شود و مقياس زماني آن مي تواند از روز و ماه تا سال‌ها تفاوت نمايد. 3- شدت خشكسالي: هر قدر ميزان كمبود بارندگي نسبت به شرايط ميانگين كمتر باشد به همان اندازه ميزان تاثير خشكسالي بيشتر نمود عيني پيدا مي كند بعلاوه ميزان استمرار حالت خشكسالي در يك منطقه نيز گوياي شدت خشكسالي در همان منطقه است. 4- فراواني خشكسالي: فراواني از ويژگيهاي مهم خشكسالي براي هر منطقه‌اي محسوب مي شود و مي تواند در مقياس هاي مختلف زماني (ماهانه – فصلي و سالانه) محاسبه شود. 5-وسعت منطقه اي خشكسالي: رخداد خشكسالي مي تواند در منطقه اي با وسعت قابل توجهي اتفاق بيفتد. ولي امكان دارد شدت و دوره تداوم آن در سراسر منطقه يكسان نباشد. 6- دوره تناوبي رخداد خشكسالي: بررسي هاي مربوط به احتمال تكرار خشكساليها و ساير پديده‌هاي طبيعي به صورت رخدادهاي منظم، بخش زيادي از تحقيقات را با خود اختصاص داده است. از جمله در رابطه با ارتباط رخدادهاي آب و هوايي با دوره 11 ساله لكه هاي خورشيدي (بران ورادير، 1985) در رابطه با تناوب رخدادهاي خشكسالي، برخي از محققين به دوره 22 ساله يا چرخه‌هايي 10 پي برده اند (بلم و مولي 1981).
چرخه دوره اي 44 ساله اي نيز به وسيله سانسون (1954) براي تغييرات بارندگي در فرانسه براي منطقه مديترانه اي عنوان شده و برخي به دوره تناوبي بيشتري نيز اشاره كرده اند. علاوه بر كلفهاي خورشيدي مطالعاتي نيز در رابطه با ارتباط رخداد خشكسالي با سيستم هاي گردش عمومي جو و عوامل تأثير گذار بر آن و همچنين با پديدة ال نينو يا دماي سطح دريا، ارتباط بين اقيانوس ها و خشكيها و... انجام شده است (لاكود 1988) طبقه بندي شدت خشكسالي بر اساس نمايه SPI در جدول شماره 1 نشان داده شده است.
آموزش و ترويج كشاورزان در جهت آبياري بهينه:
به منظور بالا بردن راندمان آبياري و رسيدن به حداكثر بازدهي آب، آموزش و ترويج بهترين روش آبياري در شرايط آب و خاك و اقتصادي هر منطقه لازم و ضروريست بخش آموزش و ترويج سازمان كشاورزي با توجه به اهميت بيشتر آب در آينده بايستي اين عمل را در اولويت برنامه هاي خود قرار داده و كشاورزان را با اصول صحيح آبياري آشنا سازد كه تشكيل كلاسهاي آموزشي و ايجاد مزارع نمايشي در اين جهت مي‌تواند مفيد واقع گردد. اما با كمال تأسف در منطقه مغان جايگاه واقعي آموزش و ترويج هنوز مفهوم ناشناخته‌اي محسوب مي شود. تحولي در ايجاد زمينه لازم و ضروريست.
پيشنهادات:
به منظور بهبود و افزايش راندمان توزيع آب و بهره‌برداري مناسب از منبع آب موجود در شبكه‌ آبياري مغان توصيه‌هاي زير ارائه مي‌گردد.
1-براي جلوگيري از آبياري بي‌رويه و هدر رفتن آب، بايستي باايجاد تمهيداتي سيستم تحويل آب به كشاورزان به صورت حجمي انجام گيردهمچنين بافراهم نمودن زمينه وامكانات لازم سيستم آبياري تحت فشارجايگزين سيستم سطحي(سنتي)گرددتاباصرفه جويي درمصرف آب بتوان اراضي بيشتري رازير كشت برد.
2-الگوي كشت با توجه به ميزان منابع آب موجود و شرايط اقليمي منطقه تعيين شده و رعايت آن توسط كشاورزان به عنوان يكي از موارد تعهد آور در فرم قرارداد متقاضيان آب گنجانده شده و سازمان كشاورزي مسئول و ناظر اجراي آن عمل نمايد.
3-سازمانهاي كشاورزي در اراضي زير پوشش شبكه حضور فعال داشته و در خصوص مسائل بهره‌برداري از جمله الگوي كشت، تعيين نياز آبي گياهان و آموزش و ترويج استفاده بهينه از آب و … با مديريت شبكه همكاري داشته باشند.
4-با توجه به حجم زياد آب خروجي از زهكشهاي منطقه،‌ بايستي امكان استفاده از اين آب را مد نظر قرار گيرد. با توجه به مطالعه اي كه توسط مهندسين مشاور يكم در اين خصوص انجام شده امكان استفاده از اين آب به صورت تلفيقي با آب شبكه وجود دارد. عملي شدن اين مسئله باعث كاهش كمبود آب در منطقه خواهد شد.
5-با توجه به خسارات خرد شدن اراضي زير شبكه، يكپارچه سازي اراضي كشاورزي شبكه مورد مطالعه، يكي از عوامل مهم در مصرف بهينه از منابع آب و خاك مي‌باشد مطالعه‌اي گسترده از نظر مسائل اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي، سياسي حتي مذهبي در اين خصوص در منطقه توصيه مي‌گردد تا با ارائه طرحي از خرد شدن اراضي شبكه جلوگيري بعمل آيد.

مشکلات موجود کشاورزی و آبیاری
1-آبياري غيراصولي،
آبياري بي رويه يكي از معضلات شبكه ابياري مغان مي‌باشد. عدم آشنايي اكثر كشاورزان منطقه به اصول صحيح آبياري باعث شده تا حجم زيادي از آب منطقه به هدر رفته و در بيشتر موارد موجب زهدار شدن اراضي گرديده است با توجه به سابقه توسعه عمران دشت مغان نه تنها زارعين از تجربه كافي در استفاده از آب و خاك برخوردار نيستند بلكه هيچ گونه آموزشي در اين جهت دريافت ننموده‌اند و اكثريت آنان با طرز استفاده بهينه از آب و خاك آشنا نيستند و به عبارت ديگر فرهنگ آبياري پائين است كه به لحاظ غناي خاك و مساعد بودن شرايط آب و هوايي، اين موضوع در راندمان توليد اثر چشمگيري نگذاشته ولي به تدريج به زهدار شدن اراضي و تخريب خاك و تأسيسات شبكه منجر خواهد شد. باتوجه به اين كه در تحويل آب به زارعين از نظر مدت و مقدار تحويل آب هيچ كنترلي انجام نمي‌گيرد تنها تجربه زارع است كه زمان و نحوه آبياري را تعيين مي‌كند كه عدم آشنايي اكثر كشاورزان منطقه با اصول صحيح آبياري باعث شده تا حجم زيادي از آب منطقه به هدر رود. طبق يك عادت ديرينه كشاورزان منطقه اقدام به آبياري در حداقل زمان ممكن با حجم زياد آب مي‌كنند كه اين امر باعث مي‌شود تا آب فرصت كافي جهت نفوذ نداشته، همچنين مقدار زيادي از آب دريافتي در صورت وجود زهكشي سطحي از دسترس گياه خارج شود كه اين موجب عواقب متعددي از جمله تخريب و فرسايش خاك زراعي و يا از بين رفتن حاصلخيزي خاك مي‌شود و يا در صورت عدم وجود زهكشي سطحي موجب ماندابي و زهدار شدن اراضي مي‌شود. لذا در اين جهت بايستي با آموزش اصول صحيح آبياري، كشاورزان را متقاعد به استفاده از آب كمتر در زمان آبياري بيشتر نمود تا از يك طرف آب فرصت كافي جهت نفوذ داشته باشد كه اين امر موجب افزايش دور آبياري شده و از آبياري‌هاي مكرر كه با پائين بودن راندمان آبياري موجب هدر رفتن آب مي‌‌‌شود جلوگيري مي‌شود و از طرف ديگر از دسترس خارج شدن آب از طريق زهكشها جلوگيري مي‌كند.
2-عدم رعايت الگوي كشت
الگوي كشت مدوني در منطقه ارائه نگرديده و الگوي كشت 50% بهاره و 50% پائيز نيز در منطقه توسط زارعين رعايت نمي‌شود، همچنين سازمان يا تشكيلاتي كه ناظر بر اجراي دقيق الگوي كشت باشد در منطقه وجود ندارد.
در طراحي شبكه، ظرفيت دبي براي طراحي يك كانال آبياري بوسيله ماكزيمم نياز آب مورد تقاضا تعيين مي‌گردد كه اصولاً به مواردي از قبيل مقدار سطحي كه بايستي آبياري گردد، نوع محصولات كشاورزي كه بايد كاشته شود،‌تلفات آب بواسطه تبخير و تعرق و راندمان مورد انتظار در توزيع آب براي محصولات بستگي دارد. اگر در اراضي زير شبكه پتانسيل بالاي در تنوع محصولات كشت شده وجود داشته باشد بايستي رعايت تركيب كشت در طراحي در نظر گرفته شود.در شبكه آبياري اصولاً الگوي كشت 50% بهاره و 50% پاييزه مد نظر قرار گرفته و بر اساس آن الگوي كشت ارائه مي‌گردد. اما تحقق اصل رعايت الگوي كشت توسط زارعين بنا به عللي با دشواريهائي همراه است.. با توجه به اينكه درآمد بيشتر بعضي از محصولات كشاورزي در مقايسه با ديگر كشت‌هاي پائيزه در وضعيت كنوني عاملي است تا زارعين به سمت كشت بهاره متمايل گردند و در اين صورت توازن توزيع آب در كانالهاي آبياري به ويژه در فصل بهار بهم خورده و فشار زيادي را متوجه سيستم بهره‌برداري شبكه مي‌كند. در اين وضعيت اجتناب‌ناپذير علاوه بر آسيب، فرسايش و رسوب گذاري در كانالها، ابنيه و تأسيسات، از عمر مفيد شبكه نيز كاسته مي‌شود. همچنين كمبود آب در شبكه احساس شده و موجب عدم توزيع مناسب و عادلانه آب مي‌گردد. لازم‌الاجرا كردن قوانين رعايت الگوي كشت، باعث كاهش اين اثرات منفي مي‌گردد.
بحث و نتايج
الف – خشكساليهاي سالانه: طي دوره آماري (2000-1961) متوسط بارش سالانه منطقه 8/296 ميلي متر و انحراف معيار آن 9/82ميلي متر مي باشد. كمترين بارش سالانه منطقه 6/66 ميلي متر و بيشتر آن 449 ميلي متر به ترتيب مربوط به سالهاي 1970 و 1978 مي باشند.
طي دوره آماري مورد مطالعه در منطقه پارس آباد مغان 16 مورد خشكسالي رخ داده است كه از انواع ملايم و متوسط و شديد بوده و بيشترين آنها به تعداد 10 مورد از نوع ملايم است. در مجموع 5 مورد خشكسالي متوسط و دو مورد خشكسالي شديد نيز ديده مي شود. به لحاظ تداوم دوازده مورد خشكسالي يكساله و سه مورد خشكسالي دو ساله و يك مورد خشكسالي سه ساله رخ داده است.
ب- خشكسالي فصل زمستان : ميانگين بارش فصل زمستان منطقه بعد از بارش فصل بهار و پائيز حائز اهميت است و انحراف معيار فصل زمستان نسبت به فصول بهار و پاييز كمتر است يعني نسبت به اين دو فصل نسبت به ميانگين انحراف كمتري دارد. بيشترين بارش فصل زمستان به ميزان 10/148 ميلي متر و كمترين آن به ميزان 60/20 ميلي متر به ترتيب مربوط 1977 و 1970 مي باشند و ضريب تغيير پذيري فصل زمستان نسبت به ساير فصول كمتر است كه بي معني ثبات و نظم بارش اين فصل نسبت به ساير فصول مي باشد.
در اين فصل در منطقه مورد مطالعه 11 مورد خشكسالي اتفاق افتاده است كه شديدترين آنها با مقدار SPI معادل 61/1- در فصل زمستان سال 1970 رخ داده است. در كل خشكساليهاي از نوع ملايم و متوسط و شديد مي باشند. بيشترين فراواني وقوع مربوط به نوع خشكسالي ملايم بوده و از نظر تداوم نيز در اين فصل دو بار تداوم سه ساله، هفت بار تداوم يكساله، يكبار تداوم دو ساله و يكبار هم تداوم هفت ساله وجود داشته است.
ج- خشكسالي فصل بهار : در منطقه پارس آباد مغان بارش فصل بهار از ديگر فصول بيشتر است و مقدار آن 44 ميلي متر از معيار ميانگين انحراف دارد و كمترين بارش فصل بهار 70/15 ميلي متر و بيشترين بارش آن 219 ميلي متر به تريتب مربوط به سالهاي 1989 و 1978 مي باشند ضريب تغيير پذيري بارش فصل بهار نسبت به زمستان بي نظمي بيشتري نشان مي دهد.
در طول دوره آماري در اين فصل در منطقه 18 مورد خشكسالي با انواع ملايم، متوسط و شديد رخ داده است كه بيشترين فراواني مربوط به خشكسالي از نوع ملايم به تعداد 12 مورد مي باشد. شديدترين خشكسالي فصل بهار در سال 1989 با SPI معادل 56/1- مي‌باشد. در اين فصل از نظر تداوم نيز دو مورد تداومي دو ساله، يك مورد تداومي سه ساله و پانزده مورد هم تداومي يكساله رخ داده است
د- خشكسالي فصل تابستان: در اين فصل منطقه پارس آباد مغان كمترين بارش را دارد و نسبت به فصول ديگر انحراف معيار كمتري را نشان مي دهد. بيشترين بارش اين فصل به ميزان 165 ميلي متر و كمترين آن 600/0 ميلي متر به ترتيب مربوط به تابستان سالهاي 1995 و 1970 مي باشد. ضريب تغيير پذيري اين فصل نسبت به ساير فصول بيشتر است كه نشان از بي ثباتي بارش فصل تابستان نسبت به ديگر فصول دارد. در اين فصل در طول دوره آماري در منطقه 12 مورد خشكسالي با انواع ملايم و متوسط رخ داده است. بيشترين فراواني مربوط به خشكسالي از نوع ملايم مي باشند.
از نظر تداوم نيز يك مورد تداومي هفت ساله، سه مورد تداومي دو ساله، يك مورد تداوم چهار ساله و هفت مورد هم تدامي يكساله وجود دارد و هيچگاه تدامي بيش از هفت سال در اين فصل رخ نداده است.
ه- خشكسالي فصل پاييز: در طول دوره آماري در فصل پاييز ميانگين بارش منطقه بعد از فصل بهار در رتبه دوم قرار داشته است و كمترين مقدار بارش فصل پاييز 40/21 ميلي متر و بيشترين آن 150 ميلي متر مي باشد كه به ترتيب مربوط به فصول پاييز سالهاي 1997 و 1987 مي شود
در طول دوره آماري در منطقه پارس آباد مغان در فصل پاييز 15 مورد خشكسالي از نوع ملايم، متوسط و شديد رخ داده است. شديدترين خشكسالي در سال 1997 با SPI معادل 60/1- رخ داده است.
از نظر تداوم خشكساليها هيچگاه تداومي بيش از 5 سال نداشته اند به طوري كه دوازده مورد تداومي يكساله، يك مورد تداوم پنج ساله، يك مورد تداوم سه ساله و يك مورد هم تداومي دو ساله اتفاق افتاده است.
با توجه به نتايج حاصل از تجزيه و تحليل فاكتور بارش در طول دوره آماري (2000-1991) در منطقه پارس آباد مغان، وقوع خشكساليهاي سالانه و فصلي خسارت جبران ناپذيري بر اقتصاد و كشاورزي منطقه داشته است. با توجه به اينكه در فصولي مانند بهار و پاييز نياز آبي محصولات كشاورزي منطقه بيشتر است، وقوع خشكساليها بويژه در اين دو فصل اثرات زيانباري بر روي محصولاتي چون گندم و جو و عدس و غيره خصوصا براي زراعت هاي ديمي خواهد داشت. وقوع پديده خشكسالي در طول دوره رويش گياه با توجه به حساس بودن زراعت ديم به خشكسالي اثر مستقيم و فوري روي زراعت‌هاي ديمي بر جاي مي گذارد. همچنين در مزارع و باغهايي كه با آبهاي سطحي آبياري مي‌شوند نيز اثر مستقيم خشكسالي مشهود بوده و محصولاتي چون خيار و برنج كه با داشتن نياز آبي بيشتر حساسيت زيادتري به كمبود آب نشان مي دهند، استرس آبي بيشتري را متحمل مي شوند. به طور كلي در مناطقي با اقليم گرم و خشك آفات گياهي نيز زياد بوده و بر اثر خشكسالي جمعيت آن ها زيادتر و زيانبخش تر مي شوند.
از طرفي در مواقع وقوع پديده خشكسالي چون زراعت به اندازه كافي آبياري نمي شوند لذا از رشد بازمانده و گياهان هرز مقاوم به خشكي افزايش پيدا مي كنند. مجموعه مواردي كه در فوق بدانها اشاره شد باعث كاهش كميت و كيفيت محصولات كشاورزي منطقه مورد مطالعه گرديده و خسارات زيادي را به اقتصاد كشاورزي منطقه وارد مي كنند.
اقدامات موثر براي مقابله با خشكسالي:
1- پيش بيني هواشناسي و به كارگيري تمامي روشهاي هشدار دهنده به مردم از طريق رسانه هاي جمعي. 2- با انتخاب بهينه و تغيير كاربري اراضي، اصلاح سيستم تناوب كشت، انتخاب مناسب واريته هاي گياهي، احياء اراضي نظير كاشت درختان، جنگل كاري، ايجاد فضاي سبز، نرم و سست كردن خاك، كنترل آبهاي زير زميني و سطحي، پرورش و تكثير گياهان مقاوم به خشكي مي توان خسارات ناشي از خشكسالي بالقوه را كاهش داد. 3- سرمايه گذاري در منابع آب و خاك با توجه به شرايط اقليمي و جغرافيايي منطقه صورت گيرد و برنامه ريزي مدون در اين زمينه اجرا شود و استفاده بهينه از آب به مردم توصيه گردد. 4- اقدامات لازم در جهت افزايش بازدهي آب و كاهش خسارت ناشي از پديده خشكسالي انجام گيرد، مانند احداث سدهاي ذخيره اي و انتقال آب از يك منطقه به منطقه اي ديگر، اصلاح روشهاي آبياري و به كارگيري آبياري باراني، يكپارچه كردن اراضي براي جلوگيري از هدر رفتن آب، مهار سيلاب ها، انتخاب محل مناسب براي ديمكاري و مجهز كردن باغ ها و مزارع به سيستم آبياري باراني و... 5- همكاري و هماهنگي بين سازمان هاي دولتي، شركت ها و مزارع و افراد و حتي همكاريهاي بين‌المللي و استفاده از متخصنين امر براي حل مشكلات ناشي از وقوع پديده خشكسالي.