دوستان همشهری عزیزم سلام

امروز بر خلاف روزهای گذشته میخوام گذری داشته باشیم به اداره شهرداری اردبیل.

حالا چرا بین این همه ادارات اداره شهرداری اردبیل؟ چون خود شما هم میدونید که خیلی از اداره ها چه در اردبیل و چه در شهرهای دیگه بدجور آدمو اذیت میکنن و کاغذبازی رو راه میندازن که بعدها متوجه میشی گردنی که از مو باریک تره گردن تو بوده نه کارمند اداره قاتل الروحیه!

شهرداری اردبیل در مقابل خدماتی که ارایه میده یه منت غیر مستقیم رو سر مردم میذاره ، اونم رفتار بد و زننده کارمندان محترم شهرداری هستش، خدا نکنه کارتون به شهرداری (یساول) بیوفته ، تصوری که شما دارین با اون چیزی که در واقعیت اتفاق میوفته زمین تا آسمون با همدیگه فرق میکنه! ؛ شما انتظار دارین وقتی وارد اداره میشین یه باجه مخصوص اطلاع رسانی و راهنمایی ارباب رجوع وجود داشته باشه که سخت در اشتباهید! وارد که میشین ته سالن چندتا باجه رسیدگی هست باید نوبت بگیرین البته نه اون روش نوبت دهی در بانکها ! اینبار شما با یه روش قدیمی ( دده بابا روشی! ) که پدرانمان با اون آشنایی دارن سر و کار دارین!

وقتی نوبتتون میرسه یعنی زمانی که خودتون تشخیص دادین واحساس کردین که نوبتتون شده میرید و سلام میدید اما دریغ از یه جواب سلام ! بعد به این نتیجه میرسین که جواب سلام پیشکش لااقل سرشو بالا بکنه و قیافه مظلوم شمارو ببینه که متاسفانه بازم باید بگم زهی خیال خام!! 

پرونده رو روی میز پیشخوان میذارید و قضیه اینجا جالب تر میشه که میفرمایند : پروندتون هفتاد تا مدرک کم داره!

اون موقع من میدونم شما به چی فکر میکنید!!!!!

بگذریم ؛ در عصر فن آوری اطلاعات شما دنبال شماره پروندتون که از قبل به شما داده نشده (!) باید بگردین اونم لابه لای صفحات یه دفتر کهنه که فکر کنم از سال 1300 دارن توش شماره پرونده ثبت میکنن!

اینم بگذریم ؛ همه مدارکو آماده میکنی بعد از ماهها ، سلام ... همون قضیه بالا تکرار میشه با این تفاوت که اینبار جواب سلامتونو با فیشی به مبلغ خیلی هزار ریال میدن! بازم در این شرایط حفظ خونسردی و تسلط به اعصاب به شما پیشنهاد میشود چون حالا حالاها باهاتون کار دارن

بعد از واریز مبلغ مذکور بازم مراحل نوبت گیری و سلام و علیکو رد میکنی که اینبار هم با فیش بعدی روبرو میشی! بهش میگی جناب آقای مهندس بوووووووق فدای لحن گیرات بشم من ، قوربونت اخلاقت بشم ، اینو نمیشد با فیش قبلی میدادید تا پرداخت کنم؟ ناگهان آقای مهندس سرشو از روی پرونده بالا میاره و برای اولین بار چشمتون به چهره مبارکش منور میشه و با نگاهی غضب آلود که کلی حرف ازش میباره سرتاپای شمارو نیگاه میکنه که باز هم پیشنهاد میکنم سریع از محل متواری بشین و مثل یه پسر خوب فیشو واریز کنید در غیر این صورت این نگاه و نگاههای بعدی صددرصد به شما برمیخوره و موجبات یه درگیری لفظی و حتی فیزیکی رو فراهم میکنه که نتیجه اش مختومه شدن پرونده شما و.... خواهد بود

خوب قوربون شما کارمندای محترم شهرداری بشم ، همین کارارو میکنید که ارباب رجوع چاره کار رو در خودکشی میبینه و میره بالای پنجره ادارتون و بقیه ماجرا ! ( نگو یادمون نمیاد ، چن ماه پیش ، طبقه سوم ادارتون ؟ روبروی آتشنشانی؟ بازم بگم؟ )

بعد اینهمه اعصاب خوردی و دنگ و فنگ وقتی توی شهر با خودروی خوشگلتون تردد میکنید و داخل چاله هایی به عمق چندین متر میوفتید بازم یاد قضیه گردن از مو باریک تر میوفتید! یا وقتی ورودی های شهرو یادتون میاد که در چه وضعیت افتضاهی هست بازم میگید این نیز بگذرد...

اما کجا بگذرد؟ ورودی یک شهر خبر از داخل شهر میده ، وقتی از هر طرف ( البته بجز از سمت سرعین که اونم یکم وضعیتش مطلوبه ) که وارد شهر میشیم اولین صحنه نخاله های ساختمانی و زباله ، دوم یکم ویبره سطح آسفالت ( سیستم خوش آمد گویی به سبک شهرداری اردبیل ! ) سوم تابلوهای راهنما که واقعا گیج کننده هستند ، چهارم یه میدان بزرگ که تبدیل به زباله دانی و محل تجمع معتادان گرامی شده ، پنجم هم تابلوهای تبلیغاتی که از همه چیز واسه شهرداری مهم تر و به صرفه تره

البته اینم باید اضافه کنم که وضعیت نسبتا مطلوب میدان بسیج به لطف دوستان از ما بهترانی هست که در اون منطقه سکنی گزیده اند نه چیز دیگه!

یه پیشنهاد به شهرداری :

از سمت خلخال که وارد شهر میشیم یه دور برگردان هم در نظر بگیرن واسه برگشتن مسافرانی که با صحنه نخاله های ساختمانی و آب گندیده ای که کنار جایگاه CNG هست مواجه میشن! و از سفر دلپذیرشون به شهرستان اردبیل منصرف میشن ... واقعا جای تاسف داره که ورودی مرکز استان با این صحنه ها آراسته باشه ؛ کاش ما هم میدونستیم چقدر وقت و انرژی و از همه مهم تر هزینه صرف دوباره کاری در محل تخلیه این نخاله های ساختمانی میشه؟ اول نخاله ها و حتی زباله های خطرناک ( داروهای فاسد ، میوه فاسد و... ) رو میارن پشت جایگاه CNG تخلیه میکنن و بعد اینکه حسابی گند زدن به چهره ورودی شهر و منشا تولید میکروب و بیماری شدن دوباره با صرف هزینه و انرژی گزاف اقدام به تخلیه این محل ها از نخاله ها و زباله میکنن و این چرخه مدتهاست که در حال چرخشه و آقایون مدعی حفظ بیت المال و سلامتی مردم هیچ واکنشی به این قضیه ندارند . چرا؟

فکر کنم شما هم یادتون باشه وقتی استاندار اردبیل داشت عوض میشد ؟ شهرداری و استانداری در چنان تکاپویی افتاده بودن که انگار آقای نیکزاد از سفر کره ماه دارن تشریف میارن ! شهر پر از بیلبوردها و بنرهای تبریک شده بود! شاید بکار بردن لفظ پاچه خواری درست نباشه ولی مسئولین گرامی یادشون باشه این بنرها و بیلبوردها هزینشون از جیب من و همشهریان عزیز داره خرج میشه ؛ آقای استاندار چه خوب میشد شما یه تذکری بدین ، خیلی خوب میشد که نشد...

البته نباید از خدمات جناب آقای مهندس  صدیف بدری چشم پوشی کرد که حق والانصاف بین شهردارهای سابق شهرستان اردبیل نمره قابل قبولی رو به خودش اختصاص داده.

کاش جناب مهندس بدری گذرشون به ورودی های شهر اللخصوص ورودی جنوبی یعنی از سمت خلخال بیوفته و وضعیت نا بسامان این منطقه رو که بیشتر شبیه منطقه جنگ زده هست رو سامان ببخشن خصوصا اینکه واحدهای مسکن مهر هم نزدیک این منطقه هست.

منتظر پیشرفت این منظقه هستیم. فقط مقاله